اثری که هم اینک در معرفی آن سخن میرود، همانگونه که از عنوان آن هویداست، شرحی از «خاطرات و مبارزات شهید محلاتی» را در بر دارد جوان آنلاین: اثری که هم اینک در معرفی آن سخن میرود، همانگونه که از عنوان آن هویداست، شرحی از «خاطرات و مبارزات شهید محلاتی» را در بر دارد. این مجموعه از گفتوگوهای حجتالاسلام والمسلمین سیدحمید روحانی با شهید آیتالله حاج شیخ فضلالله محلاتی فراهم آمده و مرکز اسناد انقلاب اسلامی، آن را منتشر کرده است. تارنمای ناشر در اشاره به ویژگیهای این اثر، نکات پی آمده را از نظر دور نداشته است: «به گزارش پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ دوم کتاب خاطرات و مبارزات شهید محلاتی، با ویراست تازه و جلد متفاوت روانه بازار کتاب شد. خاطرات شهید آیتالله حاج شیخ فضل الله محلاتی به شیوه پرسش و پاسخ تدوین شده است. او خاطرات خود را از معرفی خانواده و بیان روایتهایی از دوران کودکی آغاز میکند. همگامی با فدائیان اسلام، ترسیم فضای سیاسی ایران در دهه ۳۰، آشنایی با امام خمینی، تشریح مبارزات نهضت اسلامی و یادماندههای شهید محلاتی از وقایع اولین سالهای پیروزی انقلاب اسلامی، برخی از سرفصلهای این خاطرات را تشکیل میدهد. این اثر اولبار در سال ۱۳۷۶ توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شد که شامل گفتوگوهای حجتالاسلاموالمسلمین سیدحمید روحانی با شهید آیتالله فضلالله محلاتی بود. این گفتوگوها در سال ۱۳۶۲ تا ۱۳۶۳ انجام گرفت و با شهادت آیتالله محلاتی ناتمام ماند. در سال ۷۶، این گفتوگوها در قالب یک متن منسجم به انضمام اسناد و نیز مصاحبههای خانواده شهید محلاتی چاپ و منتشر شد و امروز، کتاب زندگی و مبارزات شهید محلاتی برای اولینبار تجدید چاپ شده است. این کتاب شامل یک مدخل پژوهشی پیرامون زندگی شهید محلاتی، متن کامل خاطرات ایشان بدون دخل و تصرف، روزشمار زندگی شهید و ۱۰۶ برگ از اسناد مبارزاتی ایشان است...».
در بخشی از این مجموعه، در باب موضعگیری شهید نواب صفوی درباره تشکیل کشور اسرائیل میخوانیم: «پس از جنایات اسرائیلیها در فلسطین اشغالی و دیریاسین، اسرائیلیها موجودیتشان را اعلام و انگلیسیها هم از آنها حمایت کردند. امریکا در آن زمان، مثل حالا اینطور مداخله نداشت. آنها [اسرائیلیها]، فلسطینیها را قتلعام کردند و جریانش به دنیا و سازمانملل کشیده شد. اسرائیلیها زنده زنده افراد را در چاه ریختند و گزارشش به همه دنیا رسید، اما از ایران صدایی درنمیآمد و حکومت ایران [رژیم پهلوی]، اسرائیل را به صورت دو فاکتو به رسمیت شناخت. در آن زمان ساعد مراغهای نخستوزیر بود، ولی شاه همهکاره بود. تنها گروهی که در این دوران مخالفت و مبارزه را علیه حکومت شروع کردند، فدائیان اسلام بودند. مرحوم نواب صفوی یک روز بعد از ظهر، در مدرسه فیضیه سخنرانی کرد و گفت: «اگر میخواهیم اسرائیل را ساقط کنیم باید از تهران شروع کنیم، یعنی باید اول رژیم پهلوی را از بین ببریم تا بتوانیم با اسرائیل بجنگیم».ای کاش نوار سخنرانی آن روز او موجود بود تا بعد از سالها صحت گفتار او را درمییافتیم؛ چه اکنون میبینیم که تنها مانع نابودی اسرائیل، حکومتهای وابسته به بیگانه هستند، وگرنه نابودی اسرائیل برای ملتهای مسلمان کار چندان دشواری نیست. خلاصه از مدرسه فیضیه که بیرون آمد، او را گرفتند و یارانش را هم تعقیب کردند، ولی ما با سر و صدا و تظاهرات، طلبههای جوان داغ را جمع کردیم و رفتیم منزل مرحوم آیتالله خوانساری. گفتیم ما میخواهیم برویم به کمک فلسطینیها و به جنگ اسرائیل. یادم است که آنجا دفتری آوردم و شروع کردیم به اسمنویسی که برویم به جنگ اسرائیلیها. ولی خب صدایمان به جایی نرسید، ما را دستگیر کردند و زدند...».